عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

243

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

او ببريد ، و پيش بحير [ 1 ] آورد ، و بحير او را بستود ، و آن سر عبد اللّه را سوى خالد بن عبد اللّه القسرى [ 2 ] فرستاد ، و خالد سوى عبد الملك بن مروان فرستاد . بحير بن ورقاء [ 3 ] پس عبد الملك بن مروان ولايت خراسان ( 115 ) مر بحير بن ورقاء را داد ، اندر سنه احدى و سبعين ، و چون كار او راست شد ، عبد الملك فرمود : تا از خراسان همه وظايف و عطاها و زيادتها و اقطاعها [ 4 ] كه اندر وقت عبد اللّه بن الزبير نهاده بودند بيفكند ، و نظرهاى نيكو كرد اهل خراسان را . و بحير مرد عاجز بود و اندر دست سپاهيان درمانده ، بدين سبب ، حال خراسان با خلل همى بود . پس نامه نوشتند سوى عبد الملك كه : خراسان را جز مردى از قريش نتواند داشت ، و عبد الملك بحير را معزول كرد ، و اميه را بجاى او فرستاد . اميه ابن عبد اللّه [ 5 ]

--> [ ( 1 - ) ] ب : و پيش او بحر آورد بحير اور ؟ ولى مراد همين بحير بن ورقاء است ، كه ذكرش بعد ازين مىآيد . [ ( 2 - ) ] هر دو : التسرى ؟ ن : التسترى ؟ ولى او خالد بن عبد اللّه بن يزيد بن اسد القسريست ( 66 - 126 ه . ) كه مدتها والى كوفه و بصره بود ، و از كريمان و خطيبان عرب است ( الاعلام 2 ر 338 ) . [ ( 3 - ) ] ب : اين عنوان ندارد . در اصل خوانده نميشود . صحيح آن بحير بن ورقاء ( بفتحهء با و كسره حا ) كه شرح او در پاورقى نمبر « 11 » جدول گذشت ن : مكررا بحر ؟ [ ( 4 - ) ] اقطاع و زمين حكومتى كه براى لشكريان يا مأمورين و امراء داده مىشد تا از آن بهره بردارى نمايند ، و اين رسم را مقاطعه مىگفتند ، و آن شخص مقطع بود . [ ( 5 - ) ] اين عنوان در هر دو نسخه نيست .